زمان بیتو چنان سرگشته در تعجیل میباشد
زمین دلگیر همچون عصر کوچ ایل میباشد
چنان از عشق خالی شد زمین بعد از تو که انگار
زمان برگشته وقت مردن هابیل میباشد
چنان از گرمی دست تو خالی شد جهان انگار
که هر یک پرتو خورشید یک قندیل میباشد
چنان از هجر تو ای بتشکن میلرزد ابراهیم
که گویی باز وقت ذبح اسماعیل میباشد
ز خیل عاشقانت محشری بر پاست در عالم
مگر هنگام نفح صور اسرافیل می باشد
یتیمان شهیدان را بهانه بیتو ناقص بود
برای گریه اما بعد تو تکمیل میباشد
پس از تو عشق ممنوع است بنویسید بر قلبم
که دل تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد
احسان پرسا: این شعر را نمیخواهم نقد شود. فقط برای ارتحال امام بود. شعر دیگری میخوانم برای نقد.
آمد
با فریاد رهایی
در فریادش
لحن خدا جاری بود
ماند
با شعر استقامت
در بیت بیت شعر
واج خدا جاری بود
و رفت
و موج آهها
آن روز
بر دستهای مردم
روح خدا جاری بود
احسان پرسا: این رباعی را هم در راه که میآمدم، گفتم.
ایران همه درد و ماتم و فریاد است
انگار عزای همة اجداد است
یک مُرده و این همه یتیمی؟ عجب است
امروز مگر چارده خرداد است؟
محمدرضا وحیدزاده: ایشان از معدود شاعرانی است که بهراحتی شعر مناسبتی میگوید، چون شعر مناسبتی معمولا خوب درنمیآید، اما این رباعی را دوست نداشت.
سیدهانی رضوی: «عجب است» خوب نیست.
نیره سلیمی: «مُرده» خوب نیست. شاید اگر «مرگ» بود بهتر میشد.
احسان پرسا: نمیخواستم امام را بزرگ کنم که در بیت آخر خودش بزرگ شود.
سیدهانی رضوی: «ایران» و «مُرده» خوب نیست اما ضربة پایانی رباعی را خوب زده.
محمدرضا وحیدزاده: «اجداد» هم فقط برای قافیه آمده!
نظرات ()