قول و غزل

 
بررسی یک شعر از آقای حسین منصوریان در روز 12 خرداد 88
نویسنده : کانون اندیشه جوان - ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸۸
 

تو، نرفتی که پیدایت کنم

همین جایی

در قلب ما

 

شعر دوم:

 

برای بی‌نظیر بوتو:

چقدر ساده مُردی

بی‌آنکه نفس تازه کنی

همه آمدند

و تو رفتی...

 

 

محمدرضا وحیدزاده: «همه آمدند و تو رفتی» مربوط به همان حادثة سیاسی بود؟

حسین منصوریان: چون وقتی که ایشان در بمب‌گذاری کشته شد همه دورش جمع شده بودند. همه آمدند اما تو رفته بودی.

محمدرضا وحیدزاده: نمی‌رساند.

سیدهانی رضوی: «من نفس تازه کردن» را نفهمیدم. چون تازه رسیده بود پاکستان؟

حسین منصوریان: بله.

محمدرضا وحیدزاده: یک حادثة سیاسی را توضیح داده بود.

سیدهانی رضوی: اگر کسی آن واقعه را نداند متوجه شعر نمی‌شود.

حسین منصوریان: باید اطلاعاتی در مورد آن حادثه بدهیم.

سیدهانی رضوی: این طوری از شعر، خارج می‌شود.

احسان پرسا: می‌توانستید به «بی‌نظیر» اشاره کنید به صورت شاعرانه. اسم «شعرشونده‌ای» دارد.

محمدرضا وحیدزاده: اسم خیلی خوبی دارد برای بازی کردن و ایجاد ایهام.

 

 


 
comment نظرات ()