قول و غزل

 
بررسی یک شعر از آقای رضا سیرجانی در روز 6 مرداد 88
نویسنده : کانون اندیشه جوان - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۸
 

 

ناز ابرویتان که با اخمش، می­کند با نگاه من بازی

اخم، یعنی که عاشقی امّا ...ظاهراً دلخوریّ و ناراضی

مثل هر پنجشنبه آمده­ام تا به خواجه تفألی بزنم

نیمکت­های حافظیه مرا، می­بَرَد تا خیال­پردازی:

صورتت روی شانه­ام انگار، حسّ سرلشگری به من داده

ماه، جای ستاره می­بندد، شانه­های لباسِ سربازی

گرچه سرباز ساده­ای هستم، با تو اسکندرم، نمی­بینی؟!!

حکم کن تا دوباره در تاریخ، تخت جمشید را براندازی

دست روی سرم بکش بانو!! ...نمرة دو به من نمی­آید!!!

باز در گوش من بخوان: »یک روز قول دادی که مرد می­سازی!!«

حوضِ ماهی سعدیه این بار ، قدر یک سکّه کوچکم کرده

تا تو برگردی و مرا از پشت، توی عکس خودت بیندازی

خواجه!!! شاخه نبات یعنی این، امتحان کن ببین چه شیرین است!!

طعم لب­های دختری بعد از صرفِ فالوده­های شیرازی

رنگ پیراهنِ مرا در باد... قدّ و بالای سبزتان می­بُرد

راست قامت بمانی ای شیراز!!! تا به این سرو ناز می­نازی

 

 

سیدهانی رضوی: یک مقدار به تصویر این بیت دقت کنید:

حوضِ ماهی سعدیه این بار ، قدر یک سکّه کوچکم کرده

تا تو برگردی و مرا از پشت، توی عکس خودت بیندازی

فرخ حاجی‌علی: وقتی می­افتد عکس خودش از بین می­رود و در عکس او می­افتد.

حسین جنتی:‌ خودش در آب حوض.

سیدهانی رضوی: تا تو برگردی و مرا در حوض... وقتی برمی­گردد دیگر عکسش در حوض نیست. بحث آرزو است که اگر کسی بتواند پشت به حوض بکند و سکه را درست وسط حوض، قسمتی که آب از درون حوض فواره می­کند بیندازد، آرزویش برآورده می­شود.

فرخ حاجی‌علی: نه. شما تصور کنید کنار حوض ایستادید و کسی از پشت می­آید و شما را پرت می­کند داخل حوض. مسلما شما می­افتید در عکس او، عکس خودتان که دیگر باقی نمی­ماند.

سیدهانی رضوی: قصه این است که تا تو برگردی و مرا از پشت توی عکس خودت بیندازی، این عکس خودش نیست. این طوری است که سکه را می­گیرند و برمی­گردند. آقای سیرجانی شما به همین خرافه نظر داشتید یا نه؟

رضا سیرجانی: بله کاملا. فقط یک چیزی را بگویم گرچع که درست نیست دفاع کنم، آن چیزی که می­افتد منم نه سکه.

سیدهانی رضوی: بله. مرا از پشت توی عکس خودت بیندازی.

حسین جنتی:‌ مرا از پشت.  درست شد.

سیدهانی رضوی: پس تا تو برگردی چیه؟

حسین جنتی:‌ برگردد سمت حوض این را از پشت بیندازد.

رضا سیرجانی: من دست مخاطب را باز می­گذارم هر چه خودش دوست دارد برداشت کند. بعضی می­دانند و بعضی نه.

 


 
comment نظرات ()