
نقد و بررسی کتاب:
"طوفان واژه ها"
اثر: حمیدرضا برقعی
با حضور:
استاد "یوسفعلی میرشکاک"، استاد "محمدعلی مجاهدی"، دکتر "اسماعیل امینی" و حاج "سعید حدادیان"
روز چهارشنبه 9 دی 13 محرم
مشتاقان و علاقه مندان می توانند برای شرکت در این جلسه نقد و بررسی از سلسله جلسات حلق قول و غزل، ساعت 16 به نشانی: خیابان انقلاب، خیابان قدس، بالاتر از درب شرقی دانشگاه تهران، کوچه بهنام، پلاک نوزده، طبقه سوم، مراجعه کنند.
کسانی که قصد تهیه کتاب طوفان واژهها را دارند میتوانند این کتاب را از انتشارات خانه شاعران یا آرام دل یا خود کانون اندیشه جوان در خیابان وصال تهیه کنند. برای آشنایی بیشتر یکی از اشعار این مجموعه را با هم میخوانیم:
با اشک هاش دفتر خود را نمور کرد
در خود تمام مرثیه ها را مرور کرد
ذهنش ز روضه ها ی مجسم عبور کرد
شاعر بساط سینه زدن را که جور کرد
احساس کرد از همه عالم جدا شده است
در بیت هاش مجلس ماتم به پا شده است
در اوج روضه خوب دلش را که غم گرفت
وقتی که میز و دفتر و خودکار دم گرفت
وقتش رسیده بود به دستش قلم گرفت
مثل همیشه رخصتی از محتشم گرفت
باز این چه شورش است که در جان واژه ها ست
شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست
بی اختیار شد قلمش را رها گذاشت
دستی زغیب قافیه را کربلا گذاشت
یک بیت بعد ، واژه ی لب تشنه را گذاشت
تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت
حس کرد پا به پاش جهان گریه می کند
دارد غروب فرشچیان گریه می کند
با این زبان چگونه بگویم چه ها کشید
بر روی خاک و خون بدنی را رها کشید
او را چنان فنای خدا بی ریا کشید
حتی براش جای کفن بوریا کشید
در خون کشید قافیه ها را ، حروف را
از بس که گریه کرد تمام لهوف را
اما در اوج روضه کم آورد و رنگ باخت
بالا گرفت کار و سپس آسمان گداخت
این بند را جدای همه روی نیزه ساخت
"خورشید سر بریده غروبی نمی شناخت
بر اوج نیزه گرم طلوعی دوباره بود"
اوکهکشان روشن هفده ستاره بود
خون جای واژه بر لبش آورد و بعد از آن ...
پیشانی اش پر از عرق سرد و بعد از آن ...
خود را میان معرکه حس کرد و بعد از آن ...
شاعر برید و تاب نیاورد و بعد از آن ...
در خلسه ای عمیق خودش بود و هیچکس
شاعر کنار دفترش افتاد از نفس...
نظرات ()