قول و غزل

 
بررسی یک شعر از آقای فرخ حاجی‌علی در روز 5 خرداد 88
نویسنده : کانون اندیشه جوان - ساعت ۳:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ خرداد ۱۳۸۸
 

 

با اینکه در نگاه کسی بال و پر نداشت

چیزی به جز هوای پریدن به سر نداشت

 

مجنون بود و منزل لیلی برای او

راهی به غیر بوسه زدن بر خطر نداشت

 

او پای این معامله با عشق رفته بود

دیگر نظر به جانب سود و ضرر نداشت

 

پنهان شد از نگاه اسیران خاک و رفت

جایی که آسمان هم از آنجا خبر نداشت

 

شرط به اوج پر زدن از خاک کندن است

او قدر یک وجب هم از این خاک بر نداشت

 

 

فرخ حاجی‌علی: وزنش اشکال دارد. به جای مجنون کلمه‌ای پیدا نکردم بگذارم. به نظرم تعبیر «جایی که آسمان هم از آنجا خبر نداشت» خیلی بالا بود.

محمدحسین نعمتی: «آسمان» هم جای عوض شدن دارد.

سیدهانی رضوی: جایی نیست که آسمان در آنجا نباشد.

فاطمه نانی‌زاد: آسمان به همه جا احاطه دارد.

فرخ حاجی‌علی: اینجا نظرمان چیزی فراتر از آسمان رفتن است. چیز مناسب پیدا نکردم.

سیدهانی رضوی: به آسمان رفتن و در آنجا گم شدن و اینها...

فاطمه نانی‌زاد: آسمان، نماد عروج و بالا رفتن هم هست.

سید هانی رضوی: بعد هم بحث پریدن است. تعبیرهای زیبا در بیت آخر و اول دیده می‌شود. ولی تعبیرهای پایین‌تر هم دارد. انگار زبان در مرحلة گذار است. مثل«دیگر نظر به جانب سود و ضرر نداشت» یا «در نگاه کسی» بهتر می‌توانست باشد. در کل شعر خوبی بود.

 

 


 
comment نظرات ()