روز شنبه 18 اسفند جلسه ای دیگر از جلسات حلقه قول و غزل برگزار شد در این جلسه، ابتدا درباره کتاب "رجز مویه" اثر "امید مهدی نژاد" صحبت شده و به بهانه جلسه نقد این کتاب، در روز شنبه 15 اسفند، اشعاری از آن برای آشنایی بیشتر، خوانده شد.
غزلی از کتاب رجزمویه:
بازگشتن نیست در قاموس پیشاهنگها
هرچه باداباد، پیش آیید، ای خرسنگها!
پشت سر می مانمت، ای اتفاق پیش رو!
کمتر از ذرعی ست زیر گام من فرسنگها
پیش رو جنگ است، خفتن آرزوی خام کیست؟
آتش اندازید در اندیشه ی اورنگها
در عبور از آزمونها دستچین کردندمان
دور باد از ما حضور فربهها و لنگها
دور شو، اسفندیار حیله گردان! کور شو
این منم، من، رستمی پرورده ی سیرنگها
هان، چه خواهی کرد؟ ای پیشانی تقوا فروش!
پینه هایت را سپر کن، آنک آنک سنگها
می رسد مردی که افسار زمان در دست اوست
وز صدای پای او رم می کنند آونگها
اسبها را زین کنید، ای شب نوردان! می رویم
بازگشتن نیست در قاموس پیشاهنگها
وحیدزاده درباره اشعار مهدی نژاد گفت در اشعار این شاعر ضربههای قافیه بسیار زیاد است، او ادامه داد: آقای امینی در صحبتهای پیشین خود درباره این ضربههای قافیه گفته بود، معمولاً وقتی شاعر میخواهد به تأثیرپذیری بالا و درعین حال، سریعتری دست پیدا کند، از ضربه قافیهها بیشتر استفاده میکند، که این کار برای کسی که میخواهد به کل شعر غنا و عمق ببخشد، خیلی هم مفید نیست. این تکیه نباید تنها در بخش پایانی ابیات اتفاق بیفتد تا تنها احساسات زودگذر خواننده را تحت تأثیر قرار دهد. بخشی از این مباحث به همان بازمیگردد که شاعر به دنبال کارکردهای اجتماعی شعر بوده و به دنبال هدف خاصی است، در کنار این مطلب رگههای شاعرانه بسیار خوبی نیز در شعر دیده می شود، بهخصوص در بیت آخر که تضاد و طباق در آن دیده میشود. در این اشعار زبان طنز و استفاده از کنایات و تلمیحات نیز به خوبی مشهود و ملموس است. این تلمیحات از آن دست داستانهایی هستند که مخاطبان مختلف را با اطلاعاتی نهچندان گسترده نیز به سوی خود جذب میکند.
غزلی دیگر از امید مهدی نژاد:
دزدها بیدارند، پاسبانها مستند
گرد خود می گردی، کوچه ها بن بستند
لاله ها مجروحند، کاسه می گردانند
سروها مسکینند، پای تا سر دستند
بادها، پرچم ها، سورها،ماتمها
- جای مردان خالی - همه امشب هستند
پی شر می گردند، گزمه ها نامردند
شهر از سگ پر بود، سنگ ها را بستند
وارث توفانیم، تا کجا می مانیم؟
چشمه هامان خشکند، قله هامان پستند
آرزو بیهوده ست، گرد خود می گردیم
بی تو فردایی نیست، روز و شب همدستند
سرکار خانم اسماعیلی در بخش پایانی این نشست، غزلی را خواند که همراه با نقد آن تقدیم حضورتان میشود:
در ذهن قاب پنجره نبض زمین گیرا نشد
وقتی که سقف آسمان در چارچوبش جا نشد
بین زمین و آسمان مانده بدون سرپناه
حتی حریر پردهاش هم باعث گرما نشد
هر خشت و سنگ خانه از دیوار چین محکمتر است
بنیان خانه هیچوقت از دست و پایش وا نشد
تا بشکند دیوار و حتی از خودش هم بگسلد
مجنون که شد هر ذرهاش یک زلزله اما نشد
بیرون صدای پرزدن داخل شعار زندگی
در این همه شور حیات یک آشنا پیدا نشد
گردوغبار کهنه بر تصویر شیشه خط کشید
با قطره آبی پاک شد اما دگر زیبا نشد
ایمانی درباره این شعر گفت در این شعر مانند شعر قبل همین شاعر، ارجاعات و تصاویر زیبایی حضور داشت و سبک زبان اشعار خانم اسماعیلی را سبکی دانست که در استفاده از افعال و ضمایر به اشعار کلاسیک شبیهتر است.
فلاح هاشمی تصاویر موجود در شعر را بسیار انتزاعی دانست و درباره زبان شعر، استفاده از واژگان قدیمی را در شکل گرفتن این سبک از زبان دخیل دید.
وحیدزاده گفت این شعر مرا به یاد لغزهای منوچهری میاندازد که درباره یک مضمون، توضیح میدهد تا دست آخر مشخص شود که اصل موضوع چیست. او درباره تصاویر انتزاعی در این شعر به مصرع اول اشاره کرد و وجود تصاویر مختلف و انتزاعی در آن را بسیار زیاد دانست، به شکلی که رشته برقراری ارتباط را از دست مخاطب میگیرد.
ایمانی در انتها افزود: در این شعر از واژگانی استفاده شده است که هر کدام بار معنایی بالایی را از گذشته تا به امروز با خود دارند، وقتی همه آنها در کنار یکدیگر میآیند، گاه برای مخاطب ایجاد تزاحم میکند.
در این حلقه از حلقههای قول و غزل که استثناً به دلایلی، از حضور کارشناس، بیبهره بود، غزلهایی دیگر از کتاب رجزمویه خوانده و درباره آن صحبتهایی نیزبه میان آمد و ادامه آن مباحث به جلسه نقد اصلی که در روز شنبه 15 اسفند برگزار میشود، موکول شد
نظرات ()